اطلاعات فردی
  • تاریخ تولد:
    • شنبه ۲۹ دي ۱۳۴۱
  • تحصیلات:
    • گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی تهران
    • گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی تهران
    • گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی تهران
مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: سیدعباس تولایی, محمدرضا هدایتی, عباس سپهرینیا
کلیدواژه ها : هپاتيت مزمن ويروسي - اينترفرون - تست بك - افسردگي
: 18264
: 251
: 0
ایندکس شده در :

اهداف. بيماري مزمن كبدي نهمين علت مرگ و مير در دنيا و شايعترين علت آن هپاتيت ويروسي ميباشد. در كشور ما حدود دو ميليون نفر ناقل هپاتيت B بوده و از اين جمعيت حدود 300-200 هزار نفر به بيماري كبدي مبتلا ميباشند. شيوع هپاتيت C مزمن نيز در 200 ميليون نفر از مردم جهان گزارش شده است. مزمن بودن اين بيماري، استفاده از داروهايي از قبيل اينترفرون كه داراي عوارض رواني هستند و ترس از عوارض ناشي از بيماري از طرف ديگر ميتواند باعث ايجاد علايم رواني از جمله افسردگي در بيماران مبتلا به هپاتيت مزمن ويروسي شود.

روش ها. در اين مطالعه كه يك مطالعه توصيفي مقطعي است بيماران مبتلا به هپاتيت مزمن B و C مراجعه كننده به مركز هپاتيت تهران مورد ارزيابي قرار گرفتند. اين بررسي با استفاده از دو پرسشنامه اجرا شده است. پرسشنامه اول شامل اطلاعات دموگرافيك و مشخصات و سير بيماري هپاتيت و پرسشنامه دوم پرسشنامه بك ميباشد كه يك تست استاندارد شده براي ارزيابي علايم افسردگي ميباشد. در مجموع 290 بیمار به سه گروه تقسیم شدند. دادهها با روشهای آماری t استودنت، تحلیل واریانس، همبستگی و خی دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافتهها. ميانگين سني بيماران 4/11 ± 4/37 با حداقل 13 و حداكثر 69 سال بود. از كل بيماران 226 نفر (9/77%) مرد و 46 نفر (1/22 %) زن بودهاند. ميانگين نمره بك در مردان (2/9 ± 5/10) و در زنان (5/10 ± 6/14) بود كه اين اختلاف معنيدار بوده است (002/0 P< ). درصد شيوع افسردگي در گروه درماني اينترفرون 7/86%، در گروه درماني اينترفرون و ريباورين 60%، در گروهي كه دارو مصرف نميكردند 1/44 % و در گروه درماني لاميوودين 7/38% بوده كه گروه درماني اينترفرون با كليه گروههاي درماني اختلاف معنيدار داشته است (01/0 P< ).

نتیجهگیری. با توجه به شيوع بالاي افسردگي در بيماران تحت درمان با اينترفرون لازم است اين بيماران همزمان تحت ارزيابي روانپزشكي نيز قرار بگيرند. افسردگي علاوه بر افت عملكرد، كاهش كيفيت زندگي، ممكن است به خودكشي بيانجامد. لذا بررسي شيوع علايم افسردگي از اهميت زيادي برخودار است.

 

نویسندگان: Einollahi BE, Nafar M, Firoozan A, Pour Rezagholi F, Lesan Peseshki M, Khatami MR, Pourfarziani V, Mahdavi M, Hosseni SM
کلیدواژه ها : اسكوركبدي - بيوپسي كبدي - آنزيم كبدي - هپاتيت C - پيوند كليه
: 20886
: 215
: 0
ایندکس شده در :
بيمارانيكه از نارسايي مزمن كليه رنج مي برند بعد از پيوند كليه دچار تغييرات مختلفي مي شوند. اين تغييرات به همراه اثرات هپاتيت ويروسيC هنوز موضوعي قابل بررسي است. براي بهتر مشخص شدن تغييرات سطح آنزيم كبدي بعد از پيوند كليه و ارتباط بين اين تغييرات و اسكوربيوپسي كبد قبل از پيوند كليه، يك مطالعه مشاهده اي طولي، مركب از 40 بيمار با نارسايي مزمن كليه و عفونت هپاتيت ويروسي C كه قبل از پيوند و يك سال بعد از آن مورد بررسي قرار گرفته بودند، صورت گرفت. در اين بررسي براي 10 بيمار قبل از پيوند كليه بيوپسي كبد انجام شد و سطح آنزيمي شامل AST،ALT و آلكالين فسفاتاز قبل از پيوند كليه و هر ماه بعد از پيوند كليه براي تمام بيماران به دست آمد. جمعيت مورد مطالعه شامل 28 مرد(70%) و12 زن(30%) از سنين 13 تا 57 سال( متوسط سني ??.?±??.?سال) بودند. متوسط مدت دياليز ??±??.?ماه بود. افزايش AST در مدت پيگيري 12 ماهه نسبت به قبل از پيوند افزايش قابل توجه اي داشت به طوريكه ميانگين AST قبل از پيوند ??.?±??.? و بعد از شش ماه به??.?±??.? (0.012>P) و بعد از 12 ماه به ??.?±??.? (0.001>P) رسيد. همچنين ميزان ALT افزايش قابل توجه اي يافته بود به طوريكه ميانگين ALT قبل از پيوند ??.?±??.?، بعد از شش ماه به??.?±??.? (0.013>P) و بعد از 12 ماه به??.?±??.? (0.006>P) رسيد.بعد از شش ماه افزايش جزيي اما قابل توجه اي در سطح بيلي روبين كل از0.76 به1.17 (0.023>P) و بيلي روبين مستقيم از 0.3به 0.54(0.009>P) مشاهده گرديد كه درپيگيري 12 ماهه به سطح قبل برگشته بود. ارتباطي بين اسكور بيوپسي كبد و سطح آنزيم هاي كبدي وجود نداشت. همچنين بيماران از نظر اسكور كبدي به دو سطح 4 ويا كمتر و بالاي 4 تقسيم شدند و سطح آنزيم هاي كبدي در دوگروه تفاوت معني داري نشان نداد. درصد بيماران با سطح ALTو AST غير طبيعي (بالاي 45) از 22.5% به 76% (0.001>P) و از 5% به 68.8% (0.001>P) افزايش يافته است. ميزان آنزيم كبدي براي پيشگويي شدت ضايعات كبدي در بيوپسي كبد قابل اعتماد نمي باشد و بيماران دچار نارسايي مزمن كليه و بيماران با Anti-HCV مثبت افزايش سطح آنزيم هاي كبدي را بعد از پيوند كليه دارند، صرف نظر از اسكوربيوپسي كبدي و سطح آنزيم كبدي كه قبل از پيوند كليه داشته اند.
 
نویسندگان: مجید رمضانی, مهدی عزیزآبادی فراهانی, آوید بزاز, مریم کشوری
کلیدواژه ها : کبد چرب - هپاتيت B - ناقل بيعلامت - عوامل خطرزا
: 19119
: 148
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: استئاتوز کبدى ميتواند در کنار هپاتيتهاى ويروسى، منجر به افزايش آسيب کبدى و تسريع پيشرفت به سمت فيبروز شود. با اين وجود، کمتر مطالعهاى به بررسى کبد چرب در ناقلان بى علامت مبتلا به هپاتيت B پرداخته است. مطالعهى حاضر با هدف بررسى فراوانى شواهد سونوگرافى کبد چرب و عوامل خطرزاى آن در ناقلان بيعلامت ويروس هپاتيت B مراجعه کننده به سازمان انتقال خون تهران انجام شد. مواد و روشها: مطالعهى حاضر به صورت مقطعى ـ توصيفى در 1120 بيمار ناقل بدون علامت هپاتيت B انجام شد. بيماران از بين مراجعهکنندگان به درمانگاه هپاتيت سازمان انتقال خون تهران در سالهاى 1385-1373 انتخاب شدند. دادهها شامل سن، جنس، وضعيت تأهل و آزمايشهاى CBC، LFT، PT، و پروفايل ليپيد سرم (کلسترول تام و TG) و مصرف الکل براى همهى بيماران در يک چک ليست ثبت شد. يافتهها: 106 نفر (5/9%) مبتلا به کبد چرب بودند. کبد چرب با جنس (001/0P<) و شغل (001/0P<) همبستگى معنيدارى نشان داد. کبد چرب ارتباط معنيدارى با سابقهى مصرف سيگار (009/0p=) و سابقهى بيمارى کبدى در خانواده (007/0p=) داشت. کبد چرب با سطح هموگلوبين (001/0P<)، AST (001/0P<)، ALT (001/0P<)، بيليروبين تام (004/0P=)، بيليروبين مستقيم (032/0=P) و TG (002/0P=) ارتباط معنيدارى داشت. سطوح FBS و کلسترول تام سرم ارتباط معنيدارى با کبد چرب نشان ندادند. نتيجهگيري: بر اساس مطالعهى حاضر، شواهد سونوگرافى از کبد چرب در 10% ناقلان بيعلامت هپاتيت B وجود داشت. با توجه به امکان تسريع پيشرفت بيمارى کبدى در صورت وجود کبد چرب، و بى علامتى اين بيمارى، غربالگرى بيماران از نظر استئاتوز کبدى ضرورى به نظر ميرسد. بر اساس اين مطالعه، مردان و افراد سيگارى بايد مورد توجه بيشترى قرار گيرند. با توجه به اينکه در مطالعهى حاضر از سونوگرافى به منظور تشخيص کبد چرب استفاده شده، و مطالعه فاقد گروه شاهد است، توصيه ميشود مطالعههاى ديگرى نيز با گروه شاهد در اين زمينه انجام شود.
نویسندگان: جعفر کفایی, بابک یکتا پرست, بهزاد حجاری زاده, محسن صدری
کلیدواژه ها : ويروس هپاتيت C - همودياليز - اپيدميولوژي - شيوع - عوامل خطرساز - تزريق خون
: 19835
: 81
: 0
ایندکس شده در :
زمينه: يكي از علل مهم مرگ و مير در بيماران تحت درمان با همودياليز, عفونت با ويروس هپاتيتC و در نتيجه بيماري مزمن كبدي است.هدف: مطالعه جهت تعيين شيوع عفونت HCV در بيماران همودياليزي شهر قزوين و عوامل خطر مربوطه در سال 1380 انجام شد.مواد و روش ها: در اين مطالعه گزارش موارد, 68 بيمار تحت درمان با همودياليز در شهر قزوين به صورت اتفاقي انتخاب و از نظر anti-HCV Ab در خون محيطي با روش اليزا نسل دوم آزمايش شدند. سپس تمام جواب هاي مثبت دوباره با روش RIBA نسل دوم بررسي شدند.يافته ها: 16 بيمار ( % 9/23 ) مبتلا به عفونت بودند. جنس, سطح تحصيلات, آندوسكوپي فوقاني قبلي و سابقه قبلي پيوند كليه تاءثيري در شيوع عفونت HCV نداشت, اما تزريق خون به عنوان يك عامل خطر اصلي براي عفونت با HCV مشخص شد (02/0=P). با افزايش تعداد واحدهاي تزريقي خون, ميزان عفونت نيز بيش تر مي شد(003/0=P). مدت زمان درمان با همودياليز نيز به عنوان ديگر عامل خطر تعيين شد. ميانگين زمان همدياليز در بيماران HCV Ab مثبت به طور معني داري بيش تر از بيماران HCV Ab منفي بود (007/0=P).نتيجه گيري: به نظر مي رسد پيوند زود هنگام و اجتناب از تزريق خون تا حد امكان (استفاده از اريتروپويتين براي كم خوني) دو روش مهم و كاربردي براي كاهش شيوع عفونت HCV در بيماران همودياليزي است.