اطلاعات فردی
  • تاریخ تولد:
    • شنبه ۲۹ دي ۱۳۴۱
  • تحصیلات:
    • گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی تهران
    • گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی تهران
    • گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی تهران
مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: حسن منظوری جویباری, مریم مغانی لنکرانی
کلیدواژه ها : هپاتيت D - هپاتيت B - عوامل خطرزا - مجروحيت جنگي
: 10770
: 30
: 0
ایندکس شده در :

اهداف. مجروحيت جنگي بهعنوان يك عامل خطرساز براي ابتلا به هپاتيت B و C شناخته شده است و اين احتمال وجود دارد كه براي ابتلا به هپاتيت D نيز يك عامل خطرساز باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسي رابطه سابقه مجروحيت جنگي و ابتلا به هپاتيت D در مبتلايان به هپاتيت B انجام شد .

روش ها. اين مطالعه به صورت مشاهدهاي - مقطعي انجام شد. طي آن280 نفر بيمار مبتلا به هپاتيت B به دو گروه داراي سابقه مجروحيت جنگي (12 نفر) و فاقد سابقه مجروحيت جنگي (268 نفر) تقسيم شدند. دو گروه از نظر ابتلا به هپاتيت D و همچنين ديگر عوامل خطرساز بيماريهاي منتقله از راه خون شامل سابقه تزريق خون، جراحي، اعتياد تزريقي، مداخلات دندانپزشكي، حجامت، خالكوبي و اندوسكوپي مقايسه شدند .

یافته ها. 3 نفر از افراد داراي سابقه مجروحيت جنگي (25 درصد) و 13 نفر از افراد فاقد سابقه مجروحيت جنگي (9/4 درصد) به هپاتيت D مبتلا بودند (02/0= P ). خطر نسبي آلودگي به HDV در افراد داراي سابقه مجروحيت جنگي در مقايسه با افراد فاقد سابقه مجروحيت جنگي برابر 1/5 (فاصله اطمينان 95 درصد برابر 5/20 – 3/1) بهدست آمد. سابقه دريافت خون در افراد با سابقه مجروحيت جنگي بيشتر از افراد فاقد سابقه مجروحيت جنگي بود (002/0= P ). سابقه جراحي، اعتياد تزريقي، مداخلات دندانپزشكي، حجامت، خالكوبي و اندوسكوپي در دو گروه اختلاف معنيداري را نشان نداد (05/0

نتیجه گیری. اگر چه حجم نمونه كم و وجود متغيرهاي مداخلهگر همچون تزريق خون و جنس ميتواند بر نتايج اين مطالعه مؤثر بوده باشد، اما نتايج اين مطالعه، سابقه مجروحيت جنگي را بهعنوان يك عامل خطرساز احتمالي براي ابتلا به هپاتيت D معرفي كرد. مطالعات آتي با استفاده از حجم نمونه بالاتر در آينده توصيه ميشود. به علاوه انجام مطالعات غربالگري هپاتيت D در افراد داراي سابقه مجروحيت جنگي كمككننده خواهد بود .  

نویسندگان: محمود نصیری, مصطفی قانعی
کلیدواژه ها : جانباز شيميايى - گاز خردل - کبد - آنزيم کبدى - آلانين آمينوترانسفراز
: 21540
: 9
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه:. اطلاعات بسيار ناچيزى از اثر ديررس گاز خردل بر کبد در دسترس است و طبق اطلاع نگارندگان، تاکنون هيچ مطالعهاى در زمينهى بررسى فعاليت آنزيمهاى کبدى در فاز تأخيرى مواجهه با گاز خردل انجام نشده است. مطالعهى حاضر با هدف بررسى فعاليت آلانين آمينوترانسفراز (ALT) در جانبازان شيميايى مواجه شده با گاز خردل و تعيين متغيرهاى مرتبط با فعاليت ALT در اين جمعيت انجام شد. مواد و روشها: مطالعهى حاضر به صورت مشاهدهاى ـ مقطعى انجام شد. نمونهها شامل 263 جانباز شيميايى مواجه شده با گاز خردل بودند که از بين مراجعان به درمانگاه فوقتخصصى ريهى بيمارستان بقيه الله در سال 1384 انتخاب شدند. ALT همهى بيماران سنجيده شد. دادههاى دموگرافيک، جانبازى، يافتههاى وضعيت ريوى و نمايهى تودهى بدن ثبت شد. ALT مساوى يا بيش از 40 واحد/ ليتر به عنوان افزايش فعاليت اين آنزيم در نظر گرفته شد. يافتهها: از 263 جانباز مواجه شده با گاز خردل، در 43 نفر (3/16%) فعاليت ALT افزايش يافته بود. محدودهيALT 94-3 واحد/ ليتر و ميانگين (±انحراف معيار) آن 22/15±43/26 واحد/ ليتر بود. ميزان خام ALT و نمايهى تودهى بدن ارتباط مستقيم معنيدارى را با يکديگر نشان دادند (013/0p=، 153/0r =). ميزان خام ALT با سن، درصد جانبازى و درصد شيميايى همبستگى معنيدار آمارى نشان نداد (05/0p >). ميانگين آنزيم در افراد داراى نمايهى تودهى بدن بيش از 25 (05/15±81/28) در مقايسه با افراد داراى نمايهى تودهى بدن کمتر يا مساوى 25 (58/14 93/21) به ميزان معنيدارى بيشتر بود (001/0P=). ميانگين ميزان ALT در بيماران داراى نمايهى تودهى بدن بيش از 25 (05/15±81/28) در مقايسه با افراد داراى نمايهى تودهى بدن کمتر يا مساوى 25 (58/14± 93/21) به طور معنيدارى بيشتر بود(001/0P=). ميانگين ALT در بيماران داراى FEV1/FVC کمتر يا مساوى 80 در مقايسه با بيماران داراى FEV1/FVC بيش از 80 به طور معنيدار بيشتر بود(05/0P=). فعاليت آنزيم با ساير متغيرهاى مورد بررسى ارتباط معنيدار آمارى نشان نداد. نتيجهگيري: اگرچه پيش از هر گونه نتيجهگيرى در زمينهى اثر گاز خردل بر ميزان فعاليت ALT نياز به اجراى مطالعهى داراى گروه شاهد وجود دارد، اما تا زمان انجام مطالعههاى آتى، پيشنهاد ميشود فعاليت اين آنزيم و شاخصهاى ديگر کبدى در جانبازان به صورت متوالى سنجيده شود.
نویسندگان: سیدعباس تولایی, محمدرضا هدایتی, عباس سپهرینیا
کلیدواژه ها : هپاتيت مزمن ويروسي - اينترفرون - تست بك - افسردگي
: 14916
: 251
: 0
ایندکس شده در :

اهداف. بيماري مزمن كبدي نهمين علت مرگ و مير در دنيا و شايعترين علت آن هپاتيت ويروسي ميباشد. در كشور ما حدود دو ميليون نفر ناقل هپاتيت B بوده و از اين جمعيت حدود 300-200 هزار نفر به بيماري كبدي مبتلا ميباشند. شيوع هپاتيت C مزمن نيز در 200 ميليون نفر از مردم جهان گزارش شده است. مزمن بودن اين بيماري، استفاده از داروهايي از قبيل اينترفرون كه داراي عوارض رواني هستند و ترس از عوارض ناشي از بيماري از طرف ديگر ميتواند باعث ايجاد علايم رواني از جمله افسردگي در بيماران مبتلا به هپاتيت مزمن ويروسي شود.

روش ها. در اين مطالعه كه يك مطالعه توصيفي مقطعي است بيماران مبتلا به هپاتيت مزمن B و C مراجعه كننده به مركز هپاتيت تهران مورد ارزيابي قرار گرفتند. اين بررسي با استفاده از دو پرسشنامه اجرا شده است. پرسشنامه اول شامل اطلاعات دموگرافيك و مشخصات و سير بيماري هپاتيت و پرسشنامه دوم پرسشنامه بك ميباشد كه يك تست استاندارد شده براي ارزيابي علايم افسردگي ميباشد. در مجموع 290 بیمار به سه گروه تقسیم شدند. دادهها با روشهای آماری t استودنت، تحلیل واریانس، همبستگی و خی دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافتهها. ميانگين سني بيماران 4/11 ± 4/37 با حداقل 13 و حداكثر 69 سال بود. از كل بيماران 226 نفر (9/77%) مرد و 46 نفر (1/22 %) زن بودهاند. ميانگين نمره بك در مردان (2/9 ± 5/10) و در زنان (5/10 ± 6/14) بود كه اين اختلاف معنيدار بوده است (002/0 P< ). درصد شيوع افسردگي در گروه درماني اينترفرون 7/86%، در گروه درماني اينترفرون و ريباورين 60%، در گروهي كه دارو مصرف نميكردند 1/44 % و در گروه درماني لاميوودين 7/38% بوده كه گروه درماني اينترفرون با كليه گروههاي درماني اختلاف معنيدار داشته است (01/0 P< ).

نتیجهگیری. با توجه به شيوع بالاي افسردگي در بيماران تحت درمان با اينترفرون لازم است اين بيماران همزمان تحت ارزيابي روانپزشكي نيز قرار بگيرند. افسردگي علاوه بر افت عملكرد، كاهش كيفيت زندگي، ممكن است به خودكشي بيانجامد. لذا بررسي شيوع علايم افسردگي از اهميت زيادي برخودار است.

 

نویسندگان: مجید رمضانی, مهدی عزیزآبادی فراهانی, آوید بزاز, مریم کشوری
کلیدواژه ها : کبد چرب - هپاتيت B - ناقل بيعلامت - عوامل خطرزا
: 15377
: 148
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: استئاتوز کبدى ميتواند در کنار هپاتيتهاى ويروسى، منجر به افزايش آسيب کبدى و تسريع پيشرفت به سمت فيبروز شود. با اين وجود، کمتر مطالعهاى به بررسى کبد چرب در ناقلان بى علامت مبتلا به هپاتيت B پرداخته است. مطالعهى حاضر با هدف بررسى فراوانى شواهد سونوگرافى کبد چرب و عوامل خطرزاى آن در ناقلان بيعلامت ويروس هپاتيت B مراجعه کننده به سازمان انتقال خون تهران انجام شد. مواد و روشها: مطالعهى حاضر به صورت مقطعى ـ توصيفى در 1120 بيمار ناقل بدون علامت هپاتيت B انجام شد. بيماران از بين مراجعهکنندگان به درمانگاه هپاتيت سازمان انتقال خون تهران در سالهاى 1385-1373 انتخاب شدند. دادهها شامل سن، جنس، وضعيت تأهل و آزمايشهاى CBC، LFT، PT، و پروفايل ليپيد سرم (کلسترول تام و TG) و مصرف الکل براى همهى بيماران در يک چک ليست ثبت شد. يافتهها: 106 نفر (5/9%) مبتلا به کبد چرب بودند. کبد چرب با جنس (001/0P<) و شغل (001/0P<) همبستگى معنيدارى نشان داد. کبد چرب ارتباط معنيدارى با سابقهى مصرف سيگار (009/0p=) و سابقهى بيمارى کبدى در خانواده (007/0p=) داشت. کبد چرب با سطح هموگلوبين (001/0P<)، AST (001/0P<)، ALT (001/0P<)، بيليروبين تام (004/0P=)، بيليروبين مستقيم (032/0=P) و TG (002/0P=) ارتباط معنيدارى داشت. سطوح FBS و کلسترول تام سرم ارتباط معنيدارى با کبد چرب نشان ندادند. نتيجهگيري: بر اساس مطالعهى حاضر، شواهد سونوگرافى از کبد چرب در 10% ناقلان بيعلامت هپاتيت B وجود داشت. با توجه به امکان تسريع پيشرفت بيمارى کبدى در صورت وجود کبد چرب، و بى علامتى اين بيمارى، غربالگرى بيماران از نظر استئاتوز کبدى ضرورى به نظر ميرسد. بر اساس اين مطالعه، مردان و افراد سيگارى بايد مورد توجه بيشترى قرار گيرند. با توجه به اينکه در مطالعهى حاضر از سونوگرافى به منظور تشخيص کبد چرب استفاده شده، و مطالعه فاقد گروه شاهد است، توصيه ميشود مطالعههاى ديگرى نيز با گروه شاهد در اين زمينه انجام شود.